نداری های ما...!
نداری های ما آنچه داری جور می آید به هر بیتی سلیمان می نشیند مور می آید
بشارت باد نزدیک اذان صبح دریا شد صدای ربنای رودها از دور می آید
دعایی مادرم در صحن گوهر شاد عطری شد که از گهواره بامن بوده و تا گور می آید
نمی دانم چه اسراریست در دربار این سلطان که هر کس دلشکسته می رود مسرور می آید
ز چشم زائری هنگام رفتن از حم خواندم دل دریایی اش موسی شده از طور می آید
صلاة ظهر هم از گوشه این صحن ها گویا صدای ناله های نیمه شب منصور می آید
.jpeg)
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 0:24 توسط بیسیم چی
|
هیئت شهدای گمنام شهرکرد